غيرآريايي هند بيشتر تحت سلطهٴ جذب و تحليل عناصر سانسكريت و پالي بود، همچنان كه فرهنگ اروپا با جذب و تحليل تدريجي عناصر يوناني و عبري مشخص ميشود.
چين
طبقهبندي براي علماي چيني، قراردادن آنان در سه گروه است: تائويي، كنفوسيوسي و بودايي.
ولي بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه اين گروهها به هيچ روي انحصاري نيستند. اين مطلب را با داستان فو شي (497 ـ 569) مخترع جاكتابيهاي گردان، بهتر ميتوان دريافت. اغلب او را با كلاه تائويي، كفشهاي كنفوسيوسي و شال بودايي بر دوش تصوير ميكنند! وقتي او به حضور امپراتور ووتي (از سلسلهٴ ليانگ، 502 ـ 549) رسيد و امپراتور از وي پرسيد آيا كاهن بودايي است، فو به كلاه تائويي خود اشاره كرد؛ وقتي امپراتور پرسيد آيا او پيرو تائوست، فو به كفشهاي كنفوسيوسياش اشاره كرد؛ و چون امپراتور پرسيد آيا او پيرو كنفوسيوس است، فوشال بودايياش را نشان داد. با اين همه، طبقهبندي بيفايده نيست و اغلب بهتر است اين كار بشود. ما كسي را پيرو كنفوسيوس ميشناسيم كه بيشتر تفسيرهاي كنفوسيوسي نوشته باشد، بودايي كسي است كه بيشتر آثارش در باب تريپيتاكا يا آموزشهاي بزرگان دين بودا باشد،1 و تائويي كسي است كه بيشتر دربارهٴ كتاب تائو يا آموزشهاي بزرگان تائويي نوشته باشد.
پيش از اين در بخش دين، از نين چئانگ عالم بزرگ بودايي سخن گفتيم. دو تن معاصران او عبارت بودند از چئن كوان ـ وو، كيمياگر و وو چئنگ، كه متن حاشيهنويسيشدهاي از تائو ته چينگ و از
نان هُـوا چِـن چينگ فراهم آورد. ايندو پيرو تائو بودند.
پيروان كنفوسيوس بزرگترين گروه بودند،2 كه درستدينان واقعي چين را تشكيل ميدادند و هم چنان كه شيوهٴ اين آيين است، غالباً مبتلا به خودبيني بودند. بوداييان و بيش از آنان، پيروان تائو دگرانديش بودند و ردّ پاي الحاد را در سخنانشان ميتوان گرفت، مگر خردمنداني كه با كسب عناوين كنفوسيوسي شايان به شهرت دست يابند. ووچئنگ با تحرير آثار كلاسيك كنفوسيوسي و همچنين تائويي از عهدهٴ اين مهم برآمد. علاوه بر ووچئنگ، سه كنفوسيوسي نامدار ديگر